غزل شماره ۱۶۶ عراقی – من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

عراقی » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶ فخرالدین عراقی

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟

من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟

جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم

از پی دوستی تو به بلا افتادم

حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر

من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟

پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر

که بشد کار من از دست و ز پا افتادم

تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟

چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟

چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟

که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم

  1. من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
  2. چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟
  3. جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم
  4. حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر
  5. پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر
  6. تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟
  7. چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟
  • نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟
  • من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟
  • از پی دوستی تو به بلا افتادم
  • من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟
  • که بشد کار من از دست و ز پا افتادم
  • چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟
  • که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم